شهیدی که لحظاتی قبل از شهادتش امام حسین را دید
شهیدی که لحظاتی قبل از شهادتش امام حسین را دید
شهید على اصغر خنکدار در هنگام وداع، بلباسی را در آغوش گرفته بود و رهایش نمی کرد. در بین خداحافظی بچه ها، وداع آن دو نفر از همه تماشایی تر بود. دقايقى قبل از عملیات والفجر ٨، علی اصغر چهره ای متفکرانه به خود گرفته بود.....
وقتی قایق ها به سمت فاو حرکت کردند، در میان تلاطم خروشان اروند، اصغر ناگهان از جا برخاست و گفت: بچه ها! سوگند به خدا من کربلا را می بینم... آقا اباعبدالله را می بینم.... بچه ها بلند شوید کربلا را ببینید.
از حرفهایش بهت مان زده بود. سخنانش که تمام شد، گلوله ای آمد و درست نشست روی پیشانی اش. آرام وسط قایق زانو زد. خشک مان زده بود. بصورتش خیره شدم، چون قرص ماه می درخشید و خون موهایش را خضاب کرده بود.
راوى: رزمنده سيد حبيب ساداتى
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۷ ساعت 10:39 توسط
|
هرکسی که گذرش به این وبلاگ افتاد دعا کند تا